أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
146
قانون ( فارسى )
منشعب مىگردند كه نمىتوان آنها را بوسيله حس درك كرد . ليكن در بين انشعابات جفت دوم سه وريد وجود دارد كه بزرگ و قابل حس است و بقيه انشعاباتش از حوزه درك حس خارج هستند . مسير اين سه وريد منشعب از جفت دوم بقرار زير است : يكى از آنها بر كتف كشيده مىشود و آن را وريد كتفى مىنامند . رگ سر و صورت جزئى از همان است . دوتاى ديگر دو طرف وريد كتفى را دربرگرفته و با وريد تا سر كتف همراهند . يكى از آنها در سر كتف متوقف و پراكنده مىشود ، و ديگرى از سر كتف مىگذرد و به سر بازو مىرسد و در آنجا منتشر مىگردد . ليكن وريد كتفى بيشتر از آنها ادامه مىيابد و به انتهاى دست مىرسد . وداج آشكار بعد از آنكه هر دو قسمت آن باهم آميختند مجددا دو جزء مىگردد : جزء اول آستر مانند مىشود و دو گروه از انشعابات از آن جدا مىشود : گروهى ريز و كوچك است و در آرواره فوقانى منتشر مىگردد و گروه ديگر بسيار بزرگتر از اولى است و در آرواره تحتانى پخش مىشود . از هريك از اين دو گروه انشعاباتى در پيرامون زبان و در سطح اجزاى ماهيچههاى اين محل متفرق مىگردند . جزء دوم در قسمت سطحى سير مىكند و در بخشهائى از سر و گوشها پراكنده مىشود . وداج پنهان با مرى مىپيوندد و مستقيما همراه آن بالا مىآيد و در مسير خود انشعاباتى متفرق مىسازد كه با انشعابات وداج پنهان مىآميزند و همه آنها در مرى و حنجره و تمام اجزاء ماهيچههاى محلهاى فرورفته پراكنده مىشوند و سرانجام به انتهاى درز لامى مىرسند و در آنجا شاخههائى از آنها جدا مىشود كه در اندامهاى بين مهره اول و دوم متفرق مىگردند . رگ باريكى از اين شاخهها به مفصل سر و گردن مىرود و انشعاباتى از آن به غشاء پوششى آهيانه مىرود و به محل بهم رسيدن دو بخش آهيانه مىرسد و در آهيانه فرومىرود . آنچه بعد از اين انشعابات باقى مىماند در انتهاى درز « لامى » به درون آهيانه وارد مىشود و متفرعاتى از آن در دو غشاء مغز پراكنده مىگردد تا به آنها غذا برساند و غشاء سفت را به اطراف و بخشهاى بالائى آن بهپيوندد ؛ بعدا به مسير خود ادامه مىدهد ، حجاب پوششى آهيانه را غذا مىدهد ، سپس از راه غشاء نازك به مغز مىرسد و مانند رگهاى ضرباندار در مغز متفرق و در لاى صفاق ستبر ، همهء رگهاى ضرباندار را در بر مىگيرد و آنها را به محلى از فراخناى مىرساند - اين محل فراخناى فضائى است كه خون در آن مىريزد و در آنجا جمع مىشود و بعد در ميان هر دو طاق خون از آن فضا جدا مىشود . محل جدا شدن خون را افشرهگاه مىنامند - وقتى اين شاخههاى وريدى به بطن ميانى مغز رسيدند به رگهاى بزرگ تبديل مىگردند و از افشرهگاه و مجراهاى منشعب از آن مىمكند و سپس از بطن ميانى مغز به طرف هر دو بطن جلوئى مغز مىآيند و در آنجا با رگهاى ضرباندار بالا رو بهم مىرسند و غشائى مىتند كه بنام شبكه مشيميه موسوم است .